موجودات وهیولاهایی که در باورها واعتقدات مردم بوشهر وجود داره..

غولک:
به اعتقاد اهالی، حیوانی است که دم خاردار دارد و شکل عوض می کند و انسان ها را به اسم صدا می زند و باعث رعب و ترس انسان می شود، اکثراً به صورت انسان والاغ در می آید.
«غول:شیطان ماده به زعم عرب، شیطان یا جنی ساحر، جنسش از شیطان که بزعم عرب در بیابانها و بیشه ها زندگی می کند و برسر راه می نشیند و مسافر را از راه به بیراهه می کید و رنگ رنگ می شود تا آدمی را هلاک کند».
اهالی دشتی این موضوع را واقعی می دانند و اصلاً افسانه نمی دانند چون در همه مجالس شب نشینی ذکری از این مطلب می رود دهها داستان تعریف می کند.و من نیز از پدربزرگم داستانهایی که برایش پیش آمده را شنیده ام.
بسیاری از زنان برای ترساندن بچه یا خواباندن آنها می گفتند آرام باش یا بخواب یا آنجا نرو زیرا غولک داره میاد
بچه غولکی که به دست یکی از بچه های براز جان کشته شد (مهران تنگستانی)در یک شب که مهران داشته از برازجان با ماشین سنگین به طرف عسلویه میرفته نا گهانی یک غولک وحشتناک که او نمی دونسته چی هست برخورد میکنه واو رو میکشه وقتی که به بیرون میاد واین غولک رو می بینه از ترس خودش هم از هوش میره .

کرزنگرو :
کرزنگرو نام حیوانی است که اندکی از گربه بزرگتر است و بیشتر در بیشه زارهای کنار رودخانه زیست می کند.درباره کرزنگرو دیدگاه های گوناگونی وجود دارد که از جمله آنها می توان موارد ذیل را نام برد :
کر در گویش لری به معنای بچه ، زنگ به معنای سیاه و مشکی و رو هم در واقع همان چهره و رخ می باشد که روی هم رفته به معنی بچه ی سیاه رو می باشد.دشتی ها از واژه دی زنگرو (دی= مادر) استفاده می کنند
ولی معمولا در مناطق شمالی استان بوشهر از واژه کرزنگرو(کر=پسر) استفاده می کنند.
دکتر حمیدی در فرهنگ نامه بوشهر کرزنگرو را بچه بر یا کودک ربا می نامد و بر این اعتقاد است که کرزنگرو حیوانی است که با خود بچه حمل می کند و احتمال می دهد که در گذشته های دور در مناطق دشتی و دشتستان کانگرو که اکنون زیستگاهش بیشتر در قاره اقیانوسیه می باشد وجود داشته است.
کتاب سیری در گویش دشتستان کرزنگرو را مرکب کلمه کر به معنای فرزند مذکر،زن و گرو به معنای گیرنده و در مجموع به معنای گیرنده فرزند زنان تعریف می کند.
نظریه های گوناگونی در مورد این حیوان وجود دارد ولی هیچ گاه شخصی را ندیده اند که کرزنگرو به او حمله کرده باشد یا فردی کرزنگرو را دیده باشد.همین موضوع باعث می شود تا این نکته به ذهن بیاید که شاید این حیوان هم مانند غولک ، ساخته دست افسانه های ما باشد.
قدیمی ها این حیوان را بسیار چالاک و سریع میدانند و معتقدند این حیوان در برابر کوچکترین حرکتی به راحتی از خود انعطاف نشان می دهد. بینی این حیوان حساس ترین نقطه بدنش می باشد وچشم های براقی دارد.شاید بتوان این ویژگی ها را با خصوصیات گربه وحشی نزدیک دانست.
بزرگ ترها در قدیم برای ترساندن بچه ها از این واژه استفاده می کرده اند و برای این که آنها بازیگوشی را کنار بگذارند وبه خواب بروند به آنها می گفتند که بخوابند و گر نه کرزنگرو می آید و آنها را با خود می برد.حتی در گذشته زمانی که فرزندان برای شنا به رودخانه می رفتند بزرگتر ها به آنها سفارش می نمودند تا از نزدیک شدن به گرداب ها و آب های بزرگ خودداری نمایند و بر این اعتقاد بودند که کرزنگرو در آبهای عمیق بیشتر وجود دارد و ممکن است به آنها حمله کند و غرقشان نماید.به همین سبب بود که خواسته یا ناخواسته و قبل از ورود به آب این تصور به ذهنشان می آمد که نکند کرزنگرو در آب باشد و به آنها حمله نماید.
بوسلمه :
به نقل از غلامحسین ساعدی در کتاب « اهل هوا » بوسلامه کودکان را در ساحل می گیرد و با خود به دریا می کشد . شب هنگام به وقت حرکت کشتی های بادی در خلیج بوسلامه از دریا بیرون آمده ، جلوی کشتی می نشیند تا ملوانی جلوی کشتی آید . بوسلامه خود را به دریا می اندازد . ملوان به گمان این که دوستش به دریا افتاده به دنبال بوسلامه خود را به دریا می اندازد . در دریا بوسلامه به سبب آن که پر قدرت است ملوان را به زیر آب می کشد .

در باور دریا نوردان قدیم بوشهر هیولای دریایی به نام بوسلامه بوده است که در شب های تاریک دریا به کشتی ها حمله میکرده و دریانوردان و جاشوهای جوان را با خود میبرده و خون و گوشت آنان را میخورده است.
بوسلامه بیشتر زاییده اوهام و ترس جاشوها از تاریکی مطلق دریا و عقاید خرافی مردم در آن دوران بوده و به هیچ وجه وجود خارجی نداشته است.
جاشو پس از چندین ماه دوری از خانواده و کار سخت و طاقت فرسا بر روی دریا و مواجه با خطرات بسیار از نظر فکری و روحی به سطح پایینی نزول میکرده است و در این حالات اوهام و تفکرات خرافی و خیالی به سراغ جاشوها و دریانوردان می امد که همراه با ترس و وحشت فراوان بوده است و گاها از شدت ترس و فشار عصبی و روحی خود را به آب می انداخته اند و جان خود را از دست می داده اند.
این باور در بین ساحل نشینان نیز رواج داشته تا آنجا که بر این باور بوده اند که بوسلامه در کنار ساحل به کمین مینشیند و کودکانی که در دریا مشغول بازی هستند را با خود میبرد.
تا کنون هیچ جاشو و دریانوردی بوسلامه یا همان هیولای دریا را به چشم ندیده و همگی فقط به نقل از دیگران از این موجود خیالی صحبت کرده اند.


یال:
معرف کلی.

موجودی افسانه ای در جنوب ، از دشمنان زنان است ، جگرخوار است ، درون زن حامله نفوذ کرده ونوزاد درونش را مورد حمله قرار میدهد ،یال در جنوب « دی یال » ما در یال هم می نامند  .

و می بیند او را جگر با دست و خون چکان در دشت ها ؟! این گاه صبح دی یال ؟! ... این گاه صبح ؟! و سکوت و چشمان سرخ و خیره دی یال و موی پریشان را نشان بر خاک
روایت دیگر از یه بوشهری:
روایت قدیما جن وحشتناکی وجود داشته بنام یال با شکل وشمایل 
زن...موهای بلند وچشمهای سرخ...که کارش حمله به زنای ابستن بوده...بخاطر همین قدیما زنای اوستن با کارد توپیاز شبا در میرفتن...میگن یه
طورای یال ازکاردتوپیاز حساسیت داشته!!!

بچه بروک:

در باورهای محلی مردمان بوشهر "بچه بروک" شخصی است قد بلند سیاه وپشمالو با چشمانی سرخ که در مکانهای خلوت و متروکه حضور داره و کودکان را  میدزدد. البته این هیولا بیشتر برای ترساندن کودکان شیطون بکار میره  وپدرمادرها برای ترساندن بچها  این کار رو میکنند مثلا برای جلوگیری از بیرون رفتن بچه ها برای بازی در شب هنگام میگفتن نرو بیرون "بچه بروک" میدزدتت.

| | | نظرات () |

www . night Skin . ir