خون آشام ها: خون آشام های پسین

پیشتر در پرونده ی خون آشام ها به بررسی خصوصیات اصلی این موجودات ترسناک اما جذاب، و ریشه های کهن به وجود آمدن افسانه خون آشام پرداختیم. در این پست با خون آشام هایی که به زمان معاصر نزدیک تر هستند آشنا خواهیم شد. خون آشام های پسین، به نوعی اجداد دور خون آشام های امروزی محسوب می شوند که در کتابها، فیلم ها، و سریال های محبوبی همچون«دراکولا»، «گرگ و میش» و «خاطرات خون آشام» رخ نموده اند.

 

 

برای مطالعه ی پست پیشین پرونده ی خون آشام ها به پیوند زیر رجوع نمایید:

پرونده ای برای خون آشام ها: ویژگی های اصلی

پرونده ای برای خون آشام ها: خون آشام های اصیل

 

خون آشام های پسین

 

افسانه‌ی دراکولا، و اسطوره‌ی مدرن خون آشام که از آن نشأت گرفته، مسقیماً از فولکلور اروپای شرقی الهام گرفته شده است. سوابقی با قدمت چند صد سال حاکی از وجود ده‌ها شخصیت افسانه‌ای خون آشام در این منطقه است.

این خون آشام‌ها عادات و ویژگی‌های منحصر به خود را دارند اما به طور کلی می‌توان آن‌ها را به دو دسته تقسیم کرد:

  • ارواح پلید (یا عاملان شیطان)

که اجساد مردگان را زنده می‌کنند و آن‌ها را به میان زندگان می‌فرستند

  • ارواح انسان‌های مرده

که جسد خود را ترک نمی کنند

مشهورترین خون‌آشام‌های پلید upir روسی و vrykolakas یونانی بودند. بر اساس این داستان های سنتی، گناهکاران، بچه‌هایی که غسل تعمید داده نشده‌اند و افراد دیگری که دارای ایمان مسیحی نیستند بیشتر در معرض این قرار داشتند که پس از مرگ از گور برخیزند. جادوگران نیز مستعد این امر بودند چرا که در زمان زنده بودن روح خود را به شیطان تقدیم کرده بودند. وقتی این اجساد متحرک از گور می‌خیزند، تمام افراد جامعه را به وحشت وامی‌دارند و آنان را می‌خورند.

بر اساس باور بسیاری، این اجساد متحرک باید مرتباً برای استراحت به گور خود بازگردند. وقتی ساکنان یک شهر به این باور می‌رسیدند که کسی خون آشام شده، اقدام به نبش قبر او می‌کردند و می‌کوشیدند با مراسم جن‌گیری یا نابود کردن جسد روح خبیث را نابود گردانند. نابود کردن جسد از طریق سوزاندن آن، جدا کردن سر از بدن، یا فرو کردن میخ چوبی به قلب انجام می‌گرفت. همچنین اجساد را به حالت خوابیده روی شکم دفن می کردند به نحوی که صورت آنان به سمت زمین باشد تا اجساد متحرک به جای این که خاک را شکافته بالا بیایند، بیشتر به سمت اعماق زمین فرو بروند. بعضی خانواده ها بر روی جسد تخته چوبی محکم می‌کردند تا جسد حین بالا آمدن و تلاش برای فرار از قبر در آن گرفتار شود.

استریگو

خون آشام‌های مالدیو، والاچیا و ترانسیلوانیا (رومانیای کنونی) در میان مردم با نام استریگو (strigo) شناخته می‌شدند. استریگوها معمولاً ارواح انسان‌هایی بودند که از جهان مردگان بازگشته بودند. بر خلاف upir یا vrykolakas، استریگو‌ها پس از برخاستن از گور چند مرحله طی می‌کنند. استریگو ابتدا به عنوان یک روح خبیث نامرئی اعضای زنده‌ی خانواده‌اش را با جا به جا کردن وسایل منزل و دزدیدن غذا شکنجه می‌کند، و بعد از مدتی به شکل خودش ظاهر می‌شود و احشام خانواده‌اش را می‌دزدد، از آنان غذا گدایی می‌کند یا با خود بیماری به همراه می آورد. استریگوها انسان‌ها را می‌خورند، به این ترتیب که در آغاز از خانواده‌ی خودشان شروع می‌کنند و بعدها هر کسی که سر راهشان قرار بگیرد را شکار می‌کنند. در برخی روایت‌ها، استریگوها خون قربانیانشان را مستقیماً از قلب آنان می‌مکند.

استریگو در اوایل کار ناچار است مانند upir مرتب به قبر خود بازگردد. اگر مردم شهر شک کنند که کسی به استریگوی خون آشام تبدیل شده، جسد او را از قبر بیرون می‌کشند و آن را می‌سوزانند، یا به قلبش میخ چوبی فرو می‌کنند. اما اگر استریگو بتواند هفت سال دوام بیاورد، می‌تواند هر جا که بخواهد زندگی کند. گفته می‌شود استریگوها به شهرهای دوردست می‌روند تا به شکل انسان‌های عادی زندگی جدیدی را آغاز کنند. داستان ها همچنین حاکی از آنند که این خون آشام‌های مخفی در جلسات هفتگی با یکدیگر ملاقات می‌کنند.

علاوه بر استریگوهای از گوربرخاسته، که به آن‌ها strigoi mort گفته می‌شود، مردم از خون‌آشام‌های زنده، یا strigoi viu نیز وحشت داشتند. استریگوهای زنده افراد زنده‌ی نفرین‌شده‌ای بودند که پس از مرگ ناگزیر به استریگوی از گوربرخاسته تبدیل می‌شدند. بچه‌هایی که با ناهنجاری‌هایی همچون برآمدگی دم‌مانند یا تکه‌ای از بافت غشای جنینی (caul) معمولاً استریگوی زنده قلمداد می‌شدند. اگر یک استریگوی از گور برخاسته که در میان انسان‌ها می‌زیسته بچه‌دار شود، فرزندش نفرین‌شده است و پس از مرگ به استریگوی از گوربرخاسته تبدیل خواهد شد. وقتی یک استریگوی زنده‌ی شناخته‌شده می‌میرد، خانواده‌اش جسد او را نابود می‌کنند تا مطمئن شوند که از قبر خود خارج نخواهد شد.

در بخش‌های دیگری از اروپای شرقی، مردم به موجوداتی استریگو-مانند با نام‌های vampire یا vampyr  باور داشته‌اند که شباهت زیادی به upir روسی دارد. کشورهای اروپای غربی از همین نام الهام گرفتند و به این ترتیب"vampyr"  (بعدها "vampire") وارد زبان انگلیسی شد.

در سده‌های ۱۷ و ۱۸ میلادی، وحشت از خون آشام سرتاسر اروپای شرقی را در برگرفت. مردم می‌گفتند اقوام مرده‌ی خود را می‌بینند که به راه افتاده به زندگان حمله می‌کنند. در اثر این شایعات مقامات محلی اقدام به نبش قبر و سوزاندن و فرو کردن میخ به اجساد کردند. داستان وحشت از خون‌آشام به اروپای غربی رسید، و به گمانه‌زنی‌های آکادمیک فراوان درباره‌ی این موجودات و آفرینش اشعار و نقاشی‌های متعدد با این مضمون منجر گردید. این آثار و تحقیقات به نوبه‌ی خود الهام‌بخش یک ایرلندی به نام برام استوکر شدند تا رمان خود یعنی «دراکولا» را از این فضای خون‌ بار خلق کند.


| | | نظرات () |

www . night Skin . ir