دلنوشته ای از یه دختر تنها

ای دوست وقتی به آسمان نگاه می کنی مرا به یاد بیاور

ای دوست بدون آسمان زندگی ام تیره و تارست

ای دوست وقتی باران می بارد در صدای شر شر باران به دنبال تو می گردم

ای دوست از صمیم قلب دوستت دارم

لیکن می دانی برای همیشه در قلب منی.

ای دوست بدان در واپسین دقایق زندگی ام  به تو فکر خواهم کرد

خواستم بگویم در این ظلمتکده ی عشرت و غم تنهام

خواستم بگویم بعد از خدا تنها تو برایم ماندی

خواستم بگویم تنهایم تنهاترین تنهای این دنیا

خواستم بگویم دلی دارم از جنس بلور اگر دشمن شکند ان را  تو ای دوست  ان را نشکن

خواستم بگویم من خوشبخترین زن دنیا ام که چون تویی را دارم

خواستم بگویم که  شنیده ام که می گویند بازنده و تنها کسی هست که خدا رو ندارد

خواستم بگویم دلی دارم پر از غم هجران دوری از یاری همچون تو.

خواستم بگویم غم نخور   و دلت را به ایزد یکتا بسپار که این دنیای  فانی نه به مورچه وفا کرده و نه به حاتم طایی.

ای کاش می دانستی چه غم بزرگی در سینه دارم  لیکن نمی دانم جنس ان از چیست

ای کاش می دانستی  این دنیا پلی هست برای عبور از این دنیا به جهانی دیگر.

ای کاش می دانستم برای ابد با من خواهی ماند.

بدان جهانم بدون تو تاریک هست همچون سیاهچال

بدان عشق من به تو ابدی و جاودانست

بدان شرمنده ات هستم تو با خوب و بد من ساختی

قلبلبخند


باور داری زندگی در پس چشمان تو زیبا تر هست

باور داری زندگی  همچون رود خانه ای جاریست

باور داری سکوتم در حجم ثانیه ها  گم می شود

باور داری بدون تو اشک در چشمان آسمان می خشکد

قلبلبخند

| | | نظرات () |

www . night Skin . ir